SD Innovation

SD Innovation

Share

Photos 13/05/2014

بنیان‌های سازمان توانمند

در طول سالیان گذشته رشد سازمان‌ها همواره با تمرکز بر بهبود فرآیندها و ساختار شکل گرفته است. در کنار نگاه ماشینی به سازمان، در سال‌های اخیر بیشتر با این شعار روبرو بوده‌ایم که «سرمایه‌ِ‌ی یک سازمان، کارکنان آن است».
این رویکرد نگاه به کارکنان سازمان، افراد را به‌عنوان منبعی از دانش و مهارت‌ها می‌داند و عقیده دارد که خروج افراد از سازمان بخشی از دانش را با خود می‌برد. برهمین اساس مدل‌های تعالی سازمانی نیز همواره برمبنای این فلسفه و نگاه به کارکنان شکل گرفته است. اما آیا کارکنان سازمان در سطوح مختلف صرفا مجموعه‌ای از دانش و مهارت‌ها هستند؟ اگر یک سازمان بخواهد به عملکردی فرای آنچه که دارد برسد، آیا ممکن نیست این نوع نگاه جهش‌های آن را محدود کند؟ آیا می‌توان نقش خلاقیت و توانایی‌های فردی کارکنان را در حل مسائل پیچیده‌ی امروز نادیده گرفت؟ از طرفی دیگر آیا سرمایه‌های یک سازمان صرفا کارکنان است یا مشتریان، شرکای تجاری و مخاطبان عام یک سازمان را نیز می‌توان به عنوان سرمایه شناخت؟
مسئله نوآوری، بالندگی و توانمندی در سازمان بیشتر از آن‌که تابع یک فرآیند و سیستم ماشینی باشد، می‌تواند تابع شرایط روانی و کیفیت همکاری باشد که کارکنان آن را تجربه می‌کنند. شکل‌گیری مفاهیم تازه در حوزه روانشناسی و مدیریت، وجهی تازه از سرمایه‌انسانی با عنوان سرمایه‌روانشناختی را مطرح می‌کند. این مفاهیم راهکارهایی را ارائه می‌دهد که چگونه سازمان‌ها با توجه به بعد روانی و شخصیتی افراد می‌توانند در مسیر تعالی و بالندگی قرار بگیرند و همچنین سازمان‌ها چگونه می‌توانند با شکل‌دهی شبکه‌‌های ارتباطی (Community) از کارکنان، مشتریان و شرکای تجاری به فرای آنچه که انتظار دارند برسند.
در این خصوص می‌توان با بررسی مباحث و نمونه‌های کاربردی درباره شناخت توانایی افراد در سازمان، پرورش رهبران جریان ساز و هم‌آفرینی در سازمان نتیجه‌گیری نمود که چگونه این موارد می‌توانند به بالندگی، نوآوری و توانمندی در سازمان منجر شوند.

امیر مهرانی

Photos from SD Innovation's post 13/05/2014

بداهه‌ی خلاق در مذاکره

همواره به ما آموخته‌اند که در ارتباطات و مذاکره‌های خود، از قبل برنامه‌ریزی داشته باشیم. به تک‌تک جملاتی که می‌گوییم فکر کنیم. سناریوهای مختلف طراحی کنیم، و همیشه بدانیم که گفتگوی خود را؛ از کجا آغاز کنیم و مذاکره‌ را چگونه به پایان ببریم.
اما آیا این رویکردها، در عمل هم امکان‌پذیر است؟!
اگر مذاکره را محدود به معامله بدانیم، شاید بتوان از چنین اصولی استفاده کرد. اما زمانی که مذاکره در محیط سازمان روی می‌دهد، و آنچه مورد بحث قرار می‌گیرد، نه تعدادی عدد و رقم، بلکه عقاید و ایده‌های انسانهاست، تقریبا تمامی این اصول رنگ می‌بازند. در این دسته تعامل و مذاکرات؛ آنچه افراد به دست می‌آورد، حمایت و پشتوانه‌ی سازمانی است و آنچه احتمالاً می‌بازند، اعتبار، تلاش، دستاوردهای اندیشه و کوشش آنهاست، و در این شرایط پیچیده بعید است بتوان از قبل، تمام رویدادها‌ و سناریو‌های ممکن را پیش‌بینی کرد.
برای همه‌ی ما پیش آمده است که چنین مذاکراتی را با جمله‌های از پیش تعیین شده و حتی با ساعت‌ها برنامه‌ریزی آغاز می‌کنیم، اما نخستین پاسخ طرف مقابل، نشان می‌دهد که تمام مفروضات ما نادرست بوده است. اینجاست که دست ما برای ادامه‌ گفتگو و کسب نتیجه، خالی می‌ماند.
بداهه‌ی خلاق در مذاکره، زمانی اهمیت حیاتی پیدا می‌کند که داده‌ای در دست و کلامی در ذهن نداریم، و طرف مقابل احتمالاً با دستی پر، بار احساسی جدی، و منافع عمیق و بزرگ، روبروی ما به مذاکره ادامه می‌دهد. در اینجا، چیزی از اصول و مبانی تئوریک مذاکره باقی نمی‌ماند. خلاقیت و تسلط بر زمین بازی، شاید مهم‌ترین سرمایه‌ی ما برای به نتیجه‌ رساندن چنین گفتگویی باشد ...

محمدرضا شعبانعلی

http://goo.gl/sDYM71

Want your school to be the top-listed School/college in Tehran?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Address


Tehran