دلاور ابراهیمی Delawar Ebrahimi

دلاور ابراهیمی Delawar Ebrahimi

Share

23/12/2020

تسمم با گاز كاربن‌مونواكسايد (زغال گرفتگي يا گاز گرفتگي)

or Carbon monxide Poisoning

با سرد شدن هوا، استفاده از مواد سوخت عضوي (مانند زغال سنگ، چوب، گاز و ...) براي گرم نمودن خانه، دفتر، حمام و غيره نيز افزايش پيدا ميكند. از سوختن ناتام مواد عضوي، گاز كاربن‌مونواكسايد توليد شده كه بي‌رنگ و بی‌بو ميباشد. هرگاه شخص در محيطي قرار گيرد كه گاز كاربن‌مونواكسايد در آنجا موجود باشد، ممكن مسموم گردد، كه اصطلاحاً زغال‌گرفتگي يا گاز گرفتگي ياد ميشود. زغال گرفتگي در ماه هاي سرد سال افزايش پيدا نموده و در صورتيكه شديد باشد و/ يا تداوي نگردد، باعث مرگ ميشود. مرگ‌ومير در اثر تسمم با كاربن‌مونواكسايد در كشورهاي كه امكانات و آگهي طبي در حداقل است (مانند افغانستان)، نگران كننده است.

هموگلوبين كه تركيب كيمياوي آن پروتين ميباشد، در داخل حجرات سرخ خون موجود بوده و ماليكولهاي آكسيجن را از شُش‌ها گرفته و به سایر انساج ميرساند، و هر ماليكول هموگلوبين ميتواند چهار ماليكول آكسيجن را از شُش‌ها به انساج منتقل كند. كاربن‌مونواكسايد ميل تركيبي خيلي بالايي با هموگلوبين داشته، و ٢٥٠ مرتبه سريع‌تر از آكسيجن عمل نموده و با هموگلوبين يكجا ميشود. از آنجايكه كاربن‌مونواكسايد جاي آكسيجن را اشغال نموده و مانع رسيدن آكسيجن به انساج ميشود، بناءً انساج بدن به كمبود آكسيجن مواجه شده و سلول‌های (حجرات) قلب و دماغ بيشتر و زودتر از هر نسج ديگري آسيب مي‌بينند و عامل مرگ نيز همين پديده است. افراد با مشكلات قلبي و ريوي، و نوزادان زودتر از ديگران متضرر ميشوند.
از تركيب كاربن‌مونواكسايد با هموگلوبين، كاربوكسي- هموگلوبين توليد ميشود، هرگاه اندازه كاربوكسي- هموگلوبين در خون به ده درصد برسد، اعراض بوجود ميآيد.

٣٧ درصد از كسانيكه با گاز كاربن‌مونواكسايد مسموم می‌شوند از سردردي؛ ١٨ درصد از سرگيجه؛ و ١٧ درصد از دلبدي شكايت خواهند نمود. تاري ديد، اختلاج، كوما، افزايش ضربان قلب و سرعت تنفس، و اختلال حافظه‌ی دور و نزديك نيز در پي تسمم با كاربن مونو اكسايد بوجود خواهند آمد. اعراض و نشانه هاي كلينيكي تسمم با گاز كاربن‌مونواكسايد بستگي به مقدار كاربوكسي- هموگلوبين دارد، هرگاه درصدي كاربوكسي- هموگلوبين به ١٠ برسد، سردردي شروع شده، و درصورتيكه به ٥٠ - ٧٠ درصد برسد، به تدريج، اختلاج، كوما و مرگ بوجود خواهند آمد.

کاربوکسی- هموگلوبین در اثر دود سگرت نیز تولید می‌شود و غلظت آن در خون افراد سگرتی به کمتر از ده درصد میرسد.

.

لازم به يادآوري است كه پرسيدن از بيمار و همراهانش و نيز تعيين غلظت كاربوكسي- هموگلوبين در خون، مهمترين هاي تشخيص به شمار می‌روند. استفاده از اكسيمتري نوك انگشتان براي تشخيص بي‌فايده است زيرا آلهء مذكور قادر به شناسايي كاربوكسي- هموگلوبين در خون نميباشد.
كاربن‌مونواكسايد از طريق شُش‌ها دوباره از بدن خارج شده و اطراح ميگردد. نيم عمر آن، در دماي اتاق، سه تا چهار ساعت ميباشد. هرگاه با آكسيجن خالص (١٠٠درصد) تداوي گردد، نيم عمر آن به سي تا نود دقيقه كاهش مي‌يابد؛ و اگر آكسيجن خالص با فشار بلند (دو تا سه اتمسفير) تطبيق گردد، نيم عمر آن به پانزده تا ٢٣ دقيقه نزول ميكند؛ و به همين دليل براي تداوي بيماران مذكور از آكسيجن خالص با فشار بلند استفاده ميشوند (نیم‌‌عُمر عبارت از مدت زمانی‌ست که غلظت یک ماده طی آن به نصف (نیم) کاهش یابد).

تحقيقات نشان داده است كه تداوي با آكسيجن خالص با فشار بلند براي بهبودي وضعيت بيمار خيلي مهم و موثر بوده است. تداوي با آكسيجن خالص تحت فشار بلند (دو تا سه اتمسفير) تا زماني بايد ادامه داده شود كه غلظت كاربوكسي- هموگلوبين در خون به كمتر از ده درصد برسد، و اگر تعيين غلظت كاربوكسي- هموگلوبين در خون ممكن نباشد، بيمار بايد يك و نيم تا دو ساعت (نود تا صد و بيست دقيقه) تحت درمان با آكسيجن ١٠٠درصد با فشار ٢ تا ٣ اتمسفير قرار گيرد.

توليد فشار بلند به اندازه دو تا سه اتمسفير نيازمند دستگاهي است كه بيمار داخل آن جا داده شده و فشار آن تنظيم ميگردد. متأسفانه اين دستگاه در اكثر مراكز صحي، مخصوصاً در افغانستان، وجود ندارد. آكسيجن خالص در همه مراكز صحي قابل دسترس است.

تكرار ميكنيم؛ .

بايد گفت كه استفاده از آكسيجن خالص با فشار بلند نيز اضرار خود را دارد. پنموتوراكس، اختلاج و امبوليزم هوايي ميتواند از پيامدهاي ناخواستهِ تداوي با آكسيجن خالص با فشار بلند باشند.

كساني كه با گاز كاربن‌مونواكسايد مسموم شده و زنده مانده اند، در دراز مدت ممكن مصاب يك يا چند ازين اختلالات گردند؛ كاهش ذكاوت ذهني، اختلال در حافظه دور و نزديك، دمانس، عوارض جنوني، بيماري پاركينسون، نابينايي، افسردگي، و اختلال در راه‌رفتن.

پس از ختم تداوي و مرخص شدن بيمار از شفاخانه، بايد برايش توصيه شود كه تا دو هفته‌ي ديگر فعاليت‌هاي فزيكي خود را كاهش داده و استراحت كند.

يك گرام پيشگيري بهتر از يك كيلو درمان است.

صحتمند باشيد
دلاور ابراهيمي

Photos from Medical Science PLUS's post 05/08/2020

#حافظه – قسمت ۳ (بخش آخر، موضوعات متفرقه)

نقش امیگدالا در روند حافظه: امیگدالا یکی از ساختمان‌های دخیل در تشکیل حافظه میباشد (به #شکل‌ها دقت نمایید). تحقیقاتی را که مایکل باک و کلینگر در سال ۱۹۸۶ انجام دادند، نقش امیگدالا را در تشکیل حافظه به اثبات رسانیدند. باک و کلینگر نخست واژه‌ها را نظر به بار عاطفی– احساسی آنها به سه گروه تقسیم نمودند؛
یک: واژه‌ها با بار عاطفی– احساسی مثبت، مانند بوسیدن، جایزه، وغیره؛
دو: واژه‌ها با بار عاطفی– احساسی منفی، مانند بیماری، از دست دادن، و غیره؛ و
سه: واژه‌ها بدون بار عاطفی– احساسی (خنثی)، مانند فرش و غیره.
باک و کلینگر دریافتند که واژه‌های با بار عاطفی– احساسی بیشتر از واژه‌های خنثی در حافظه باقی مانده و به یاد آوردن آنها نیز آسانتر میباشد. (منبع۱)

امیگدالا و ساختمانهای هیپوکمپال مراکز اساسی حافظه شمرده میشود. به #شکل‌ها دقت نمایید.

فراموشی دوران کودکی: حوادث سه سال اول زندگی بصورت طبیعی فراموش میشود که بنام فراموشی دوران کودکی (infantile amnesia) یاد میشود. این نوع فراموشی طبیعی بوده و نمیتوان آنرا اختلال به حساب آورد. (منبع۲)

اختلال حافظه یا امنیزی:
کاهش گلوکوز در دوران خون نیز میتواند باعث اختلال در کارکرد حافظه گردد: گلوکوز منبع اساسی انرژی برای حجرات عصبی (نیورون‌ها) شمرده میشود. زمانیکه مقدار گلوکوز در دوران خون کاهش پیدا نماید، میتواند در کارکرد نیورون‌ها مداخله نموده و یکی از نتایج آن اختلال در حافظه خواهد بود. حال اگر شما بدون صرف صبحانه به مطالعة کتاب و کارهای فکری می‌پردازید، توقع زیادی از مراکز حافظه خویش نداشته باشید. (منبع۱)

آیا میدانید که کافیین (موجود در قهوه) چگونه باعث بیش‌فعالی مراکز حافظه میگردد؟ به باور دانشمندان، کافیین وقتی به سیستم عصب مرکزی داخل میشود باعث افزایش ناراپینفرین (نارادرینالین) میگردد، و افزایش ماده مذکور به نوبت خود باعث افزایش میزان گلوکوز در دوران خون گردیده و به این ترتیب مواد سوخت بیشتری را در اختیار نیورون‌ها قرار داده و در نتیجه باعث بیش‌فعالی مراکز حافظه میگردد. از آنجایکه مصرف کافیین، مخصوصاً مقدار بیشتر آن، خود دارای عوارض جانبی بوده و از نظر طبی کاملاً بی‌خطر نمی‌باشد، بناءً مصرف آنرا برای این منظور توصیه نمیکنیم. قهوه (کافیین) میتواند علایم اضطراب را افزایش داده، سرعت ضربان قلب را بالا برده، لرزش و تکان قلب را بوجود آورد، و نیز باعث بیخوابی یا کمخوابی گردد. (منبع۱)

اختلال افسردگی و اختلال اضطرابی، هر کدام، میتواند باعث اختلال حافظه گردد. بیشتر افرادی که افسردگی دارند از اختلال حافظه نیز رنج می برند که این نوع اختلال حافظه را به نام دمانس کاذب یاد میکند. تفاوت آن با دمانس واقعی (الزایمر) درین است که افراد با دمانس کاذب از اختلال حافظه خویش آگاهی دارند و وقتی نزد روان‌پزشک مراجعه میکنند، خود از اختلال حافظه شکایت میکنند؛ ولی بیماران الزایمر با وجود اینکه مبتلا به اختلال شدید حافظه میباشند، خود از آن آگاهی نداشته و اگر از آنها پرسیده شود که مشکل اصلی چیست؛ پاسخ آنها این خواهند بود که "مشکلی وجود ندارد". (منبع۲)

کمبود ویتامین‌های خانواده ب (مانند ب۱، ب۳، و ب۱۲) نیز میتواند باعث اختلال حافظه گردد. کمبود ویتامین ب۱ که بیشتر نزد افراد الکولی شایع است، باعث سندروم ورنیک- کارسوکوف گردیده که یکی از علایم برجسته این بیماری اختلال حافظه میباشد. کمبود ویتامین ب۳ باعث بیماری پلاگرا گردیده که این بیماری نیز یکی از عوامل اختلال حافظه شمرده میشود. کاهش ویتامین ب۱۲ در بدن برعلاوه اینکه به رشته‌های اعصاب محیطی آسیب میرساند (باعث نیوروپتی میگردد)، باعث اختلال در کارکرد سیستم عصب مرکزی نیز میگردد که خود میتواند به اختلال حافظه منجر شود. (منبع۲)

ضربه به سر نیز میتواند باعث اختلال حافظه گردد. فردی که از ارتفاع سقوط میکند و یا در حادثه ترافیکی ضربه به سر را سپری میکند، ممکن دچار اختلال حافظه گردد. این نوع اختلال حافظه بصورت آنی به وقوع پیوسته و میتواند به دو شکل ظاهر شود؛ امنیزی پیش‌گستر (فرد بعد از وقوع حادثه دیگر قادر به تشکیل حافظه جدید نیست)، و امنیزی پس‌گستر (در اثر ضربه به سر، فرد تمام اطلاعات قبلی ذخیره شده در حافظه خویش را از دست میدهد). (منبع۳)

بیماری الزایمِر: اساسی‌ترین نشانه این بیماری عبارت از اختلال حافظه (امنیزی) میباشد. در بیماری الزایمر حجرات دماغی (نیورون‌ها) در قسمت‌های مشخص دماغ، بویژه در مراکز حافظه، از بین رفته و در نتیجه اختلال حافظه بوجود میآید. متاسفانه بیماری الزایمر بصورت قطعی قابل تداوی نمیباشد، و یکی از بیماریهای پیشرونده دستگاه عصبی بوده که با مرور زمان وضعیت بیمار وخیم‌تر میشود. اگر سن شما کمتر از ۶۰ سال است و از کارکرد حافظه خویش شکایت دارید، نگران بیماری الزایمر نباشید، زیرا این بیماری از بیماری‌های کهنسالی به شمار آمده و واقعات آن قبل از ۶۰ سالگی ناچیز میباشد. (منبع۳)

بیش‌فعالی حافظه: آنچه تا هنوز بحث شد پیرامون کاهش حافظه بود، حالا حالتی را در نظر گیرید که حافظه بیش از حد معمول فعال و پُرکار باشد. در صورتیکه حافظه بیش‌فعال باشد، حتی جزئیات خُرد و ریز را نیز ثبت و دوباره در دسترس قرار خواهند داد. بسیاری از دانش‌آموزان و دانشجویان ممکن آرزوی چنین حافظه‌یی را داشته باشند. اینکه آیا بیش‌فعالی حافظه را میتوان "اختلال حافظه" به شمار آورد؟، هنوز توافقی درین مورد وجود ندارد.

الکساندر لوریا (Alexander Luria, 1930s)، دانشمند روسی، بخاطر پژوهش‌های زیادی که روی مغز انسان انجام داد، به شهرت رسید. روزی مردی بنام س. در شفاخانه‌یی که لوریا آنجا کار مینمود مراجعه کرد و از بیش‌فعالی حافظه شکایت داشت. جزئیات غیرضروری هر ماجرایی آنقدر افکار آقای س. را بخود مصروف نموده بود که فرصت پرداختن به امور روزمره را از وی گرفته بود. لوریا سالها روی حافظه آقای س. تحقیق نمود؛ و مشهورترین آزمایشی که انجام داد این بود که در صفحه ای از کاغذ که دارای چهار ستون، و هر ستون حاوی ده‌ها عدد بود را به وی نشان داد. آقای س. فقط چند دقیقه به صفحه مذکور دقت نمود. پس از آن به هر ردیفی (افقی، عمودی، مایل) که پرسیده میشد، آقای س. به دقت میتوانست اعداد را بازگو کند. حتی بعد از گذشت ماه‌ها وی قادر بود تا با اندکی خطا، اعداد مذکور را به یاد بیاورد. در تحقیق دیگری، آقای س. قادر شد حتی بعد از گذشت ۱۵ سال جزئیات یک مکالمه لفظی را به خاطر آورده و بازگو کند. بیش‌فعالی حافظة آقای س. هرچند از یک طرف برایش مفید بود، اما از جهت دیگر، تراکم بیش از حد جزئیات ماجراهای زندگی باعث کاهش تمرکز وی به امور روزمره اش گردیده بود و این باعث شد تا چندین بار از وظیفه اش برکنار شود. الکساندریا لوریا هیچ راه درمانی برای آقای س. پیدا نکرد. بالاخره آقای س. از مراجعه به پزشک ناامید شد و به نمایش‌های رسانه‌یی روی آورد و مخاطبین زیادی را در برنامه "نخبه حافظه" علاقمند خودش کرد. (منبع۱)



References:
1. Lahey. Psychology, an introduction. 8the edition. 2004
2. Blumenfeld. Neuroanatomy, through clinical cases. 2002
3. Kaplan & Sadock’s Psynopsis of Psychiatry. 11th edition. 2015

07/07/2020

حافظه (memory) – قسمت ۱

تصور نمایید اگر حافظه نمی داشتیم، چی تعبیری از پدر، مادر، برادر و خواهر داشتیم؟ آیا فرقی بود بین دوست/آشنا و بیگانه؟ آیا حاضر بودیم مکتب و دانشگاه برویم؟ آیا قادر بودیم تا گندم بکاریم و خود را از گرسنگی نجات دهیم؟

همانگونه که حرکات دست و پای ما از وظایف دماغ شمرده میشود، حافظه نیز از کارکردهای شگفت انگیز دستگاه عصبی به شمار میرود.

اطلاعات محیطی از طریق حواس پنجگانه به مراکز حافظه میرسد. رنگ گل به کمک چشم، بوی گل به کمک حس بویایی، نرمی و درشتی گلبرگهای آن به کمک حس لمسی، و آواز پرندگان باغ به کمک دستگاه شنوایی ما به مراکز حافظه منتقل میشود.

بر علاوه اطلاعات محیطی، آنچه در خیال‌پردازی به آن می پردازیم و یا در خواب می بینیم نیز به کمک حافظه ثبت و ذخیره شده میتوانند.

حافظه دارای سه مرحله میباشد.
مرحله ۱– ثبت حسی: عمر این مرحله بسیار کوتاه و حدود نیم ثانیه میباشد. وقتی در یک فروشگاه بزرگ برای خرید یک ساعت دستی میروید، در هر ثانیه سدها یا حتی هزاران شی مختلف را از نظر می گذرانید. آیا گاهی از خود پرسیده اید که چند درسد از آنچه را دیدید به خاطر دارید؟ اکثر چیزهایی را که دیدید و توجه ننمودید دستگاه عصبی نادیده گرفته و در کمتر از یک ثانیه دوباره از حافظه ناپدید میشود. در صورتیکه به چیزی توجه نمایید، اطلاعات در مورد آن، به مراحل بعدی حافظه (حافظه کوتاه- و دراز مدت) منتقل میشود.

مرحله ۲ – حافظه کوتاه مدت: عمر این مرحله حدود ۳۰ ثانیه، یعنی کمتر از یک دقیقه، میباشد. وقتی شماره تلفون کسی را یکبار روخوانی میکنید، در صورتیکه نتوانید آنرا تکرار ذهنی نمایید، آیا قادر خواهید بود تا بعد از گذشت یک دقیقه بدون کاستی آنرا بازگو نمایید. حافظه کوتاه مدت از نظر زمانی و گنجایش محدودیت دارد؛ در کمتر از یک دقیقه دوباره اطلاعات را از دست داده و گنجایش آن ۵ تا ۹ واحد میباشد. اگر توانستید تکرار نمایید، اطلاعات به مرحله بعدی، یعنی حافظه دراز مدت، انتقال می یابد. از آنجایکه تکرار نموده ایم، شماره تلفون خود و اعضای خانواده خویش را در حافظه دراز مدت با خود داریم.

مرحله ۳ – حافظه دراز مدت: حافظه دراز مدت از نظر زمانی و گنجایش نامحدود است؛ یعنی اطلاعات موجود در آن با گذر زمان از بین نمی رود و نیز هرقدر اطلاعات را خواسته باشیم در آن ذخیره نموده میتوانیم. اینکه نمی توانیم اطلاعاتی را درست به خاطر بیاوریم دلایل دیگری دارد، مانند تداخل اطلاعات مشابه و سایر دلایل فراموشی (در بخش¬های بعدی به آن پرداخته خواهند شد).
اینکه حافظه دراز مدت محدودیت زمانی ندارد، باهریک (Bahrick) تحقیقی را انجام داد و به اثبات رسانید. اشتراک کنندگاه درین تحقیق کسانی بودند که پنجاه سال قبل زبان هسپانوی آموزش دیده بودند؛ وقتی باهریک دوباره به آنها زبان هسپانوی را آموزش میداد متوجه شد که اکثریت آنها قادر اند تا اطلاعات در مورد زبان هسپانوی که پنجاه سال قبل آموزش دیده بودند را دوباره به خاطر بیاورند. باهریک به این نتیجه رسید که اطلاعات در مورد زبان هسپانوی نزد اشتراک کنندگاه درین پژوهش حتی در جریان پنجاه سال نیز از بین نرفته اند (Bahrick, 1984).
حافظه دراز مدت خود به دو بخش دیگر تقسیم میشود؛ حافظه اظهاری؛ و حافظه غیراظهاری. اظهاری به این معنی که میتوان به آسانی آنرا با زبان اظهار یا بیان نمود. مثلاً، اگر در مورد مفهوم و معنای دوچرخه و اولین تجربه‌ی دوچرخه سواری از شما پرسیده شود، به آسانی میتوانید آنرا با زبان اظهار نمایید. ولی اینکه مهارت دوچرخه سواری در وجود شما نهفته است، بهتر میتوانید با عمل آنرا به دیگران نشان دهید تا اینکه آنرا با زبان اظهار نمایید. همین مهارت دوچرخه سواری که شما با خود دارید، و در ذهن ناخودآگاه شما ذخیره است، حافظه غیراظهاری شما به حساب میرود.



منبع:
Lahey, Psychology, an introduction, 8th edition. 2004

Want your practice to be the top-listed Clinic in Kabul?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Category

Telephone

Website

Address


Kabul