Roshani yahya
07/18/2026
فردا
دستهایش بویِ بارانِ تازه میدهد
بگذار شب تمامِ سیاهیاش را ببارد
سهمِ ما از این جهان،تاریکی نیست.
از میانِ ترک هایِ همین خستگی
نور سر بر خواهد آورد
و آفتاب،با مهربانی بر پیشانیات دست میکشد
فردا که بیاید
قدمهایت سبکتر خواهد بود
و امید،مثلِ گنجشکی کوچک رویِ شانهات
آواز میخواند
چشمهایت را ببند
،طلوع، پشتِ پلک هایِ تومنتظرِ بیداریست.
(...)
امید،تنها یک واژه نیست
رازِ پنهانی است در چشمان تو
نوری کوچک است،که در تاریکترین زاویه قلبت هنوز روشن است
بگذار دستهایت را بگیرم
دلواپس فردا نباش،عشق
از میان همین تکه های شکسته
دوباره جوانه خواهد زد.
مهربانی هزینهای ندارد، اما میتواند برای کسی که آن را دریافت میکند، گرانبها باشد.
A day off From Work.
ریادت را رها کن
بگذار این بغضِ کهنه
در گلویِ باد بشکند.
تو از تبارِ کوهی
که سنگینیِ ابرها را تاب میآورد
تا زلالیِ باران را هدیه دهد.
امروز اگر دستهایت خستهاند
اگر غبارِ کار و روزمرگی
بر آیینهی روحت نشسته
یاد آر که ریشههایت
در عمقِ "امید" لنگر انداختهاند.
بخوان!
بلندتر از سکوتِ تلخِ مشکلات
آوازِ تو
ترک میاندازد بر دیوارهی این دلتنگی
تو همان نوری
که از شکافِ سختترین صخرهها
راهش را به خورشید پیدا میکند
برخیز و تکانی به شانه هایت بده
فردا
نامِ کوچکِ توست
که بر لبانِ سپیدهی صبح میروید.
03/31/2026
در امتدادِ آبیِ بیکران،
جایی که تَنِ خستهٔ دریا
به ضیافتِ زرینِ خورشید میرسد
امید، نَفَس میکشد.
ببین که موج
هر بار با تمامِ شکستگیاش
دوباره برمیخیزد
تا بوسهای بر پیشانیِ ساحل بزند
و خورشید
آن کیمیاگرِ صبور
از قلبِ تاریکترین غرقابها
نور را به سطح میآورد.
فلسفهٔ آب، جاری شدن است
و مذهبِ آفتاب، تابیدن
تو، تلاقیِ این دو درخشش باش؛
آنجا که عمقِ آرامشِ دریا
با صراحتِ روشنایی، یکی میشود.
Click here to claim your Sponsored Listing.
Category
Telephone
Website
Address
22152