HivA

HivA

Share

Photos 17/01/2018

فراز و فرود هستی انسان بی‌مانند است و هیچ موجود دیگری در جهان از این فراز و فرود برخوردار نیست. هر موجودی در این جهان دارای ماهیت معین است و بر اساس همان ماهیت معین خود، تقرر پیدا می‌کند.

انسان تنها موجودی است که تقرر وجودی دارد و در هستی او نمی‌توان تردید روا داشت؛ ولی درباره‌ی آخرین تعین ماهوی و حد و مرزی که فرا رفتن او از آن امکان‌پذیر نیست، سخن به میان آورد.

"وجود" مساوق با "تشخص" است و هر چیزی که وجود پیدا می‌کند، تشخص دارد؛ اما انسان در عین این که دارای تشخص وجودی است، خالص از ابهام نیست و آنچه هست، همان نیست که می‌تواند باشد.

هر موجودی در این جهان با افزایش حدود و قیود، تشخص می‌یابد و هر اندازه حدود و قیود آن بیشتر باشد، تشخص آن بیشتر خواهد بود. ولی انسان هر اندازه حدود و قیود خود را بشکند، شخصیت او گسترده می‌گردد.

ماهیت با حدود و قیود، شفاف می‌شود؛ اما شفاف شدن وجود به واسطه‌ی رفع حدود و قیود میسر می‌گردد. هستی انسان نیز با هر چه بیشتر شکسته شدن حدود و قیود در او شفاف تر می‌شود.
آنچه که انکار میکنی تو را شکست میدهد،اما آنچه که قبول می کنی تو را تغییر میدهد.

بخشی از فصل یازدهم کتاب فراز و فرود فکر فلسفی
غلامحسین ابراهیمی دینانی

Photos 08/01/2018

داستانهای مثنوی و معنوی | مولانا

پادشاه پروانه‌گان را خبر آوردند که شمعی آمده است که پروانه‌ها را می‌سوزد و نیست می‌گرداند. پادشاه مخبران را تَغیّر (پرخاش) کرد که چرا دروغ می‌گویید؟ مخبران قسم یاد کردند که از درست ‌گویانیم! سلطان گفت: تا دروغ شما بر من معلوم شود، خود مأموری گسیل می‌دارم تا مرا از شمع خبر آرد! مأموری برفت و شمع را دید که پروانگانی چند در حریم او بال و پر سوخته‌اند و مرده‌اند! مأمور به خدمت سلطان شد و بگفت: «خبر درست است». سلطان غضب کرد که: تو از دروغگویانی! و مأموری دیگر گسیل داشت تا پادشاه را از شمع خبر آرد. مأمور دوم نیز بدید، آنچه اوّلی دیده بود، و به خدمت سلطان آمد که: «خبر درست است»! سلطان بر او نیز خشم گرفت و از دروغگویانش خواند. سومین مأمور، چون به محل واقعه برفت، نور را دید و تاب نیاورد. دل به نور داد و در نور فرو شد و جان بداد. فردا شد و سلطان در انتظار که مأمور فرا رسد، اما مأمور به خدمت حاضر نشد. سلطان را اشک در چشم آمد. حاضران از علت گریه پرسیدند. سلطان گفت: خبر راست بود. گفتند: اما آن مأمورکه گسیل‌اش داشتید هنوز نیامده ست! گفت: آن پروانه که شمع ببیند و زنده بماند، پروانه نباشد، که خفاشش باید خواند. آن پروانگان که برفتند و خبر از شمع آوردند، راستگو نبودند، هر چند درست گفتند، اما او که سوخت و از او اثر نماند، درست‌گویی بود که راست گفت. او پروانه‌ای بود که خود نور شد!

25/09/2013

Legal services for investment in Iran

Want your practice to be the top-listed Law Practice in Tehran?
Click here to claim your Sponsored Listing.

Website

Address

Tehran