Milad Alemi
29/12/2023
...
افسانهها میگویند نارسیس (یا نارسیسوس) چنان عاشق و شیفتهی چهرهی خود بود که وقتی به آب نگاه میکرد و تصویر خویش را میدید، دیگر نمیتوانست سر از آب بردارد.
او آنقدر در همانجا ماند و در عشق خویش گرفتار شد که نهایتاً لاغر و نحیف، در کرانهی همان رودخانه مُرد و در همان محل، گلی سبز شد که آن را نارسیس مینامند (ما هم به آن نرگس میگوییم).
ربط دادن این گل به آن داستان، ظاهراً از این روست که گل نرگس شبیه چشم است و نارسیس، فقط چشم به خویش دوخته بود (در ادبیات فارسی هم مانند ادبیات رومی، تشبیه چشم به نرگس بارها تکرار شده است).
افسانه نارسیس جزئیات فراوانی دارد که از بحث ما خارج است، اما سوال اصلی این است که آیا خودشیفتگی و خیره ماندن به خود یک بیماری است و اگر هست، چگونه باید مرز آن را با دوست داشتن خود، عزت نفس، اعتماد به نفس و سایر ویژگیهای مثبت شخصیتی مشخص کرد؟